تبلیغات
سرباز ولایت - درس اول از ماجرای سقیفه
سرباز ولایت
ای پیر جماران تا امام خامنه ای هست ، علمت بر دوش است
رهبر معظم انقلاب
دراین جنگ نرم،کافی است هواداران جبهه حق بیدارباشندو بیکار ننشینند چراکه زبان حق همیشه مؤثرتراز زبان باطل است


به نام خدا


امروز قصد داشتم بیام افسران و چندتا مطلب درباره نحوه شهادت حضرت محسن (علیه السلام) بگم و بپرسم؛ اما دیدم که اینا واقعا دونستنش دردی رو از اسلام دوا نمیکنه؛
نمیگم بی ارزش خدایی نکرده؛ بلکه میگم هرچیزی در جای خودش نیکوئه و بهتر هم اینه که اول به چیزای مهم تر برسیم و بعدش به این مسائل مهم.

بنابراین تصمیم گرفتم یکی از 2 درس واقعا مهم رو که از سقیفه گرفتم با شما خوبان به اشتراک بزارم؛
امید دارم که همه عامل باشیم.

اولیش درس امتحان ولایته؛
درسی که محل آزمودن خیلی هاست و خیلیا هم ازش رفوزه میشن؛ حتی اگه اون فرد، زبیر باشه که پیغمبر درباره اش فرمود: زبیر سلاح اسلامه.

زمانی که اون افراد به خانه ی حضرت هجوم آوردن، حضرت علی (علیه السلام) آرام و مطمئن به دیوار تکیه زده بود؛
سلمان یه نگاهش به دشمن و یه نگاهش به حضرت امیر بود.
سلمان میتونست بدون اجازه ی ولی، با دیدن شرایط پیش اومده برای حضرت زهرا (سلام الله علیها) و سوختگی های در و دیوار و هجوم به خانه، از جا پاشه و حمله کنه اما نکرد و چشمش به فرمان ولی اش بود تا اون اجازه بده؛
چون یقین داشت حرف، حرف ولی هست ولاغیره؛ خواه دختر پیامبر هم لای در و دیوار.... .

در کنار سلمان، زبیر هم در خانه بود؛ اما اون برعکس سلمان پا میشه و شمشیر میکشه و شمشیرش به طاق در میخوره و با سر به زمین می افته و اونو میگیرن و میبرن برای بیعت زوری؛

عاقبت این زبیر هم که کاملا براتون مشهوده... ؛
عاقبت سلمان هم که کاملا براتون هویدا ست... ؛

فرق میون سلمان و زبیر همینجا بود؛ در تبعیت از فرمان ولی؛

پس نه جلوتر از امام و نه عقب تر از امام، که پشت سر امام، باید جاپای امام بزاریم؛
مثل سلمان جا چای امام بزاریم تا حدی که همه فکر کنن علی و سلمان، ۲ نفر نیستن، بلکه ۱ نفر هستن و اون فقط علی هست.


  فاطمه    دوشنبه 15 آذر 1395    02:26 ق.ظ

لوگوی دوستان
لینک دوستان

تمامی حقوق این وبلاگ برای سرباز ولایتمحفوظ است.